اليعقوبي ( مترجم : آيتي )
330
تاريخ اليعقوبي ( فارسي )
احجار الزيت [ 1 ] همو باشد [ 2 ] . ابو سلمه بانتظار بازگشت فرستادگانش بود و ابو حميد غلام ابو العباس را ديد و غلام جاى وى را به او نشان داد ، پس ابو حميد نزد وى آمد و به خلافت بر او سلام كرد ، سپس بيرون رفت و همراهان خود را از جايش با خبر ساخت و همراه وى هفت نفر پنهان از ابو سلمه رفتند : ابو الجهم بن عطيه ، موسى بن كعب ، ابو غانم عبد الحميد بن ربعى ، سلمة بن محمد ، ابو شراحيل ، عبد الله بن بسام و بو حميد هفتمشان ، بر ابو العباس به خلافت سلام كردند ، ابو حميد سياه بر او پوشاند و بيرونش آورد و او را به مسجد جامع برد و چون خبر به ابو سلمه رسيد ، با شتاب خود را به ايشان رساند و گفت : - من [ 3 ] - در فكر رو به راه كردن كار بودم ، و گر نه هيچكارى در آن انجام ( ن ) مىدهم . ما در دوران مروان از داستان بيعت ابو العباس و كارهاى كسانى كه آنان را براى جنگ با مروان فرستاد ، سخن گفتيم و آن را تا كشته شدن مروان رسانيديم و ديگر نيازى بتكرار آن نداريم . كسانى كه از بنى هاشم به كوفه آمدند ، 22 مرد بودند ، از جمله : داود ، سليمان ، عيسى ، صالح ، اسماعيل ، عبد الله ، و عبد الصمد پسران على بن عبد الله بن عباس ، موسى بن داود ، جعفر و محمد پسران سليمان ، فضل ، و عبد الله پسران صالح ، ابو العباس ، و محمد پسرش ، جعفر و محمد پسران منصور ، عيسى بن موسى بن محمد ، عبد الوهاب و محمد پسران ابراهيم ، يحيى بن محمد و عباس بن محمد [ 4 ] . چون بيعت با ابو العباس به انجام رسيد ، در همان روز بيعت بالاى منبر رفت و چون شرمرو بود ، زبانش گرفت و مدتى طولانى بىآنكه سخن بگويد ايستاد ، پس
--> [ 1 ] جايى در مدينه نزديك زوراء . [ 2 ] محمد بن عبد الله بن حسن بن حسن بن على بن ابى طالب در غره رجب سال 145 در مدينه خروج كرد و در همان سال در احجار الزيت به شهادت رسيد . [ 3 ] ن ، ندارد . [ 4 ] ر . ك . پاورقى ص 323 .